ايرج افشار

390

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

معين بوشهرى و امثال اين اشخاص كه هريك چند تن از بستگان خود را نيز همراه آورده بودند [ 50 ] بايستى در ملازمت ركاب باشند . تيمورتاش وزير دربار هم البته در ركاب بود و اين جمعيّت روىهم‌رفته از آقا و نوكر متجاوز از سيصد نفر مىشدند و شايد اتومبيل‌هاى حامل آنها بالغ بر دويست مىگرديد . خلاصه رفتيم و شب اول در عراق ( اراك ) مانديم و فردا عصر به خرم‌آباد رسيديم . سه روز آنجا بوديم . مراسم افتتاح راه هم با تشريفات و تجليلات فوق العاده به عمل آمد و بعد از سه روز با همان هيئت اجماع به خوزستان روانه شديم . من آن وقت جزو هيئت دولت و وزير داخله بودم . سرتيپ فرج الله خان آق‌اولى حكمران خوزستان با تمام اعيان و وجوه خوزستان تا اول منطقهء حكمرانى خود به استقبال آمده بود و با شكوهى هرچه تمامتر به دزفول وارد شديم و اعليحضرت را به اقامتگاهى كه برايش تهيّه كرده بودند رسانديم . نزديك غروب بود و بايست فرداى آن شب مطابق برنامه‌اى كه قبلا تهيّه شده بود از راه شوشتر به طرف اهواز برويم . همهء تشريفات لازمه را هم سرتيپ آق‌اولى در آن قسمتها تهيّه كرده بود . ولى بر خلاف اين سابقه و برنامه يك‌دفعه به سرتيپ فرج الله خان گفت من بايد به شوش بروم و از آن راه به اهواز برويم و از راه شوشتر نخواهيم رفت . سرتيپ بيچاره كه هيچ چنين چيزى را تصوّر و پيش‌بينى نمىكرد از شنيدن اين فرمايش ناگهانى آشفته شد و بىمحابا گفت قربان اين امرى است محال ، زيرا اين راه به كلى خراب و ناساخته و براى اتومبيل‌ها غيرقابل عبور است . جويها و نهرهاى بزرگ زياد در عرض اين راه هست كه هيچ‌كدام پل ندارد و اتومبيل نمىتواند از آنها بگذرد . قبلا هم‌چنين امرى صادرنشده بود كه درصدد ساختن راهها و پلها برآيم و اين راه را براى عبور آماده كنم و با اين حال تشريف‌فرمايى از اين طرف وجها من الوجوه عملى و امكان‌پذير نيست . شاه گفت من اين چيزها را نمىفهمم [ 51 ] و تصميم همين است كه گرفته‌ام و بايد اين راه آماده شود . منتها براى اينكه فرصتى داشته باشيد فردا هم در اين‌جا مىمانيم و پس‌فردا حركت خواهيم كرد و شما مأموريد كه همين حالا هر عدّه عمله كه لازم است با اسباب كار برداشته برويد و اين راه را تا فردا عصر از هر حيث حاضر و آماده كنيد . سرتيپ حبيب الله خان شيبانى وزير فوايد عامّه را هم امر مىدهم كه